mehrika
دنــــــــــیای موضوعات متنـــــــــوع 
قالب وبلاگ
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
 اما حرفش هیچوقت از یادم نمیرود، می گفت زندگی مثل یک کلاف کامواست، 
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
 گره می خورد،
 می پیچد به هم ، 
گره گره می شود، 
بعد باید صبوری کنی، 
گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی ، گره بزرگتر می شود، 
کورتر می شود، 
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید، 
یک گره ی ظریف کوچک زد،
 بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
 محو کرد، 
یک جوری که معلوم نشود،
 یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله،
 باید یک جایی تمامش کرد،
 سر و تهش را برید،
 زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن  بند پاره شود کار زندگی تمام است.

''بانوسیمین  بهبهانی"

[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 07:51 ب.ظ ] [ ویدا اعظم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ ما خوش اومدین امیدوارم لذت ببرین

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic